آپنه خواب :

آپنه قابل توجه در هنگام خواب به حالتي گفته مي شود كه جريان هوا براي بيش از 10 ثانيه در يك فرد بالغ قطع شود . مدت قطع جريان هوا بايد در نوزاد ترم بيش از 15 ثانيه و در نوزاد نارس بيش از 20 ثانيه باشد تا آپنه قابل توجه در نظر گرفته شود . براي اثبات تشخيص سندرم آپنه خواب وجود بيش از 30 دوره آپنه در خلال يك دوره 7 ساعته خواب بدون استفاده از داروهاي آرامبخش لازم است .

افراد مبتلا به سندرم آپنه خواب را مي توان بر اساس مكانيسم ايجاد آپنه گروه بندي نمود . در بيمار مبتلا به آپنه مركزي ، قطع جريان هوا در بيني يا دهان بدون هرگونه حركت قفسه صدري و ديگر حركات تنفسي است، اما در آپنه انسدادي گر چه باز هم جريان هوا در بيني يا دهان وجود ندارد ، اما بيمار حركات پابرجا و شديد تنفسي را از خود نشان مي دهد . در بعضي از بيماران هر دو نوع آپنه وجود دارد كه به اين حالت آپنه خواب مختلط گفته مي شود . شايعترين نوع آپنه خواب ، نوع انسدادي است . در نوع مختلط نيز معمولا“ جزء انسدادي بارزتر است .

عوامل خطرزا : نسبت مردان به زنان مبتلا به آپنه خواب 10 به 1 است . ظاهرا“ ترجيح سني خاصي وجود ندارد و بيماري در هر گروه سني رخ مي دهد . برخي از محققين بر اين باورند كه سندرم مرگ ناگهاني شيرخواران (SIDS) در مواردي بعلت سندرم آپنه خواب است .

به نظر مي رسد شيوع اين اختلال در افراد چاق بيشتر باشد به خصوص در مواردي كه فرد گردني چاق و كوتاه داشته باشد . به اين نكته توجه داشت كه آپنه خواب به طور انحصاري در افراد چاق رخ نمي دهد و اين عامل وجه افتراق سندرم آپنه خواب از ساير اختلالات خواب نظير ناركوزدي اكسيد كربن ( سندرم پيك ويكين ) است كه تنها در افراد چاق ديده مي شوند .

مكانيسم احتمالي انسداد : فرضيه هايي كه در مورد مكانيسم انسداد بيان شده است را ميتوان به دو دسته اختلالات آناتوميك استاتيك و اختلالات آناتوميك ديناميك تقسيم نمود. تغييرات آناتوميك استاتيكي كه بعنوان علت انسداد در بيماران پيشنهاد شده اند عبارتند از: انحراف سپتوم ، هيپرتروفي شاخك ها ، تورفتگي منديبل ( رتروگناتي ) ، بزرگ بودن غير طبيعي زبان ( ماكروگلوسي ) ، اختلال عمل طنابهاي صوتي، توده هاي هيپوفارنكس، كيست هاي سوپراگلوتيت ، حلق كم عمق ، فعاليت بيش از حد رفلكس gag ، گردن كوتاه و اپي گلوت آويزان . از جمله تغييرات آناتوميك ديناميك كه ممكن است علت انسداد باشند مي توان به اسپاسم هاي مكرر گلوت ، نزديك شدن كام نرم به ديواره خلفي حلق ، مهار عضله ژنيوگلوسوس ( و در نتيجه پرولاپس زبان ) ، پرولاپس پاسيوهيپوفارنكس و انقباض فعال هيپوفارنكس اشاره نمود .

ظاهرا“ در هر بيمار ناحيه ثابتي از راه هوايي فوقاني ، محل انسداد را تشكيل مي دهد . انسداد احتمالا“ مي تواند در سطوح مختلفي رخ بدهد . تعيين دقيق محل انسداد ، در انتخاب روش درماني اهميت دارد . بايد توجه داشت كه در بيماران مبتلا به آپنه خواب از نوع انسدادي وجود يك اختلال آناتوميك خاص كه با اصلاح آن توسط جراحي . بيمار بطور كامل بهبود يابد ، امري نادر است . علايم : هيچ علامت پاتوگنومونيكي براي آپنه خواب وجود ندارد . با اين وجود برخي از علايم نظير : خواب آلودگي در هنگام روز ، ناآرامي و خرخر بلند در شب و اختلال در فعاليت جنسي ، مي تواند احتمال وجود آپنه خواب را مطرح كند . همسر بيمار ممكن است متوجه دوره هاي آپنه بشود يا دشواري بيدار كردن بيمار را متذكر شود .

نشانه ها : در اين بيماران ارزيابي طول و پهناي گردن ، مقدار بافت زير جلدي در گردن و بررسي حجم حفره دهان ، اوروفارنكس و هيپوفارنكس داراي اهميت است . وجود اختلالات آناتوميكي كه قبلا“ ذكر شد بيد بررسي شود . وجود سه عدد يا بيشتر از اين اختلالات مي تواند موجب وضعيت آناتوميك نامناسب شود كه غالبا“ در افراد مبتلا به آپنه خواب انسدادي ديده مي شود .

روش هاي ارزيابي : بيمار بايد به وسيله دستگاه پلي سومنوگراف كه قادر به انجام آزمايشهايي نظير الكتروانسفالوگرافي ، الكتروكارديوگرافي ، الكتروميوگرافي عضلات بين دنده اي ، اكسيمتري گوش ، اندازه گيري جريان هواي بيني و دهان و حتي ضبط اندوسكوپيك ويديويي مي باشد ، تحت ارزيابي قرار گيرد . نتايج بدست آمده از اين ثبت چند سيستمي بايد تجزيه و تحليل شود تا بتوان به تشخيص نهايي رسيد .

درمان : آپنه خواب را مي توان با روشهاي طبي يا جراحي درمان نمود . روش طبي اغلب با استفاده از داروهاي محرك تنفسي نظير ضد افسردگي هاي سه حلقه اي صورت مي گيرد . استفاده از ال تريپتوفان با موفقيت هايي همراه بوده است . به نظر مي رسد اگر بيماران به جاي وضعيت خوابيده به پشت ، به پهلو بخوابند كمتر دچار انسداد مي شوند . كاهش وزن روش كمكي مهمي براي درمان اين بيماران است ، هر چند بندرت تاثير كافي براي برطرف شدن آپنه خواب داشته است .

روشهاي جراحي براي ميان بر زدن محل انسداد انجام مي شوند و يكي از روشهاي جراحي انجام تراكئوتومي است . روش ديگر اوولوپالاتوفارنگوپلاستي است كه براي برداشتن چين هاي مخاطي زايد درناحيه اوروفارنكس به كار مي رود . به وسيله اين عمل حجم اوروفارنكس افزايش مي يابد . مزيت اين روش عدم نياز به تراكئوتومي دايم است .