resident
عضو فعال


عضو شده در: 12 آذر 1385
پست: 26
نمره ( point ): 84 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: پنجشنبه 3 اسفند 1385 - 20:44 عنوان: فلج بل عصب فاشیال |
|
|
فلج بل :
فلج خودبخودي عصب فاسيال بدون شواهد ساير بيماري ها يا آسيب ها ، فلج ايديوپاتيك بل ناميده مي شود.
اين بيماري در هر گروه سني رخ ميدهد ولي در 40-20 سالگي شايع تر است.
در يك جمعيت صدهزار نفري سالانه 20-10 مورد از آن رخ ميدهد . مشخص نشده است چرا در زنان باردار سه بار بيشتر از جمعيت عمومي بروز مي كند.
فلج بل ناگهان يا طي 48- 24 ساعت رخ ميدهد.
علايم اختلال عصب كوردا تمپاني ( اختلال چشايي و خشكي دهان ) همزمان يا قبل ( 7- 2 روز) از فلج بل بروز مي كند . در اين بيماران ممكن است درد در پشت گوش گرفتار ( در < 20 درصد موارد ) و بيحسي صورت ( در 20 درصد موارد ) نيز وجود داشته باشد كه غالبا“ قبل از فلج ظهور مي كنند.
تورم عصب فاسيال ( در اثر تروما، ويروس يا ايديوپاتيك ) سبب ايجاد ايسكمي و ايسكمي سبب تشديد تورم عصب مي شود ( سيكل معيوب ) . بعلت قرارگيري عصب فاسيال دركانالي استخواني و محكم ، اين تورم بر عصب فشار وارد كرده باعث فلج ميشود.
در 50 - 30 % بيماران يك دوره علائم پرودرومال عفونت ويروسي وجود دارد و در دو سوم موارد نيز علائم مربوط به اختلال عملكرد ساير اعصاب كرانيال (X, IX,V) وجود دارد ( پلي نوروپاتي ) ولي هنوز نقش ويروسها در رخداد آن به اثبات نرسيده است.
گرفتن شرح حال و انجام معاينه فيزيكي كامل در تمام اين بيماران الزامي است . بايد توجه داشت كه وجود شواهدي از بيماري مزمن گوش و شروع آهسته و پيشرونده فلج فاسيال مي تواند به اين امر دلالت كند كه فلج عصب ، از اوتيت مزمن يا تومور ناشي شده است نه از فلج بل.
در تمام بيماران مبتلا به فلج عصب فاسيال انجام تستهاي شنوايي سنجي (SDS , PTA) ضرورت دارد. وجود كاهش شنوايي در سمت فلج عصب فاسيال مي تواند نشانه ضايعه اي در حفره خلفي جمجمه باشد.
بايد توجه داشت كه فلج بل عصب وستيبولار ( زوج VIII ) را درگير نمي كند . در تمام موارد فلج ايديوپاتيك عصب فاسيال ، بايد ارزيابي هاي راديوگرافيك مد نظر باشد . راديوگرافي ساده هر چند ممكن است بتواند يك ضايعه داخل مجراي شنوايي داخلي را رد كند ولي در بررسي مسير عصب فاسيال ارزش كمتري دارد . به كمك CT اسكن ، هم زاويه CP و هم مسير عصب فاسيال قابل بررسي مي باشد لذا در تمام مواردي كه فلج عصب فاسيال به آهستگي رخ داده است انجام آن الزامي است.
درمان پيشنهادي خط اول توسط همه صاحبنظران درمان طبي مي باشد و شامل است بر تجويز دوزهاي بالاي كورتيكواستروئيد خوراكي به مدت 10-8 روز ( پردنيزون خوراكي mg 60 سه روز اول ، mg 40 سه روز دوم و mg 20 سه روز سوم ) .
هرچند اين درمان الزاما“ سبب پسرفت فلج نمي شود ولي مداركي مبني بر اين امر وجود دارد كه اين روش ممكن است احتمال رخداد دژنرسانس كامل عصب را كاهش دهد . اين درمان همچنين درد بيماران را از بين مي برد. با توجه به نقش احتمالي ويروس هرپس در اين بيماري ممكن است تجويز آسيكلووير مفيد باشد . ضمن انتظار براي بهبودي ، بايد به كمك قطره هاي چشمي مانع خشك شدن چشم و بروز زخم قرنيه شد.
با انجام درمان محافظه كارانه ( و يا بدون درمان ) در 85- 80% موارد بهبودي كامل يا تقريبا“ كامل است. اغلب بيماران باقيمانده، بطور نسبي بهبود مي يابند و در تعداد كمي از بيماران بهبودي حاصل نمي شود .
در مورد درمان فلج بل از طريق جراحي ( دكومپرشن عصب يا باز كردن كانال استخواني آن ) .همچنان اختلاف نظر وجود دارد. برخي با انجام آن در هر صورتي مخالف هستند. برخي ديگردر صورتيكه اختلاف NET دو طرف صورت < 5/3 ميلي آمپرباشد انجام آن را ضروري مي دانند. بعضي به خاطر پيش آگهي بد مواردي از فلج بل كه همراه درد مي باشد . انجام عمل جراحي را در موارد دردناك فلج بل توصيه مي كنند.
برخي ديگر توصيه كرده اند تا زماني كه در EMG واكنش دژنرسانس رخ نداده است عمل جراحي انجام نشود. در مورد وسعت جراحي نيز برخي دكومپرشن بخشهاي افقي و عمودي مسير و برخي دكومپرشن كل مسير استخواني از منفذ شنوايي داخلي تا سوراخ استيلوماستوييد را توصيه كرده اند. دليل گروه دوم اين است كه باريك ترين قسمت كانال در مديال محل گانگليون زانويي مي باشد .
جذابيت عمل جراحي دراين است كه انجام آن توسط جراحي مجرب برخلاف درماني طبي با بهبود سريع حركات صورت ( ظرف 2-1 روز) همراه است . با برش غلاف عصب مي توان ديد كه در اين فلج بر خلاف ساير علل فلج عصب فاسيال، عصب شديدا“ ادماتو بوده به بيرون مي جهد.
دركل انديكاسيون هاي عمل جراحي كه مورد توافق بيشتر مراجع قرار دارد شامل است بر :
1- بيماراني كه بعد از 2-1 هفته مقداري بهبودي داشته اند ولي سير بهبودي آنها متوقف شده است .
2- عودهاي مكرر فلج زوج VII در يك طرف
3- موارد شك به تومور
4- بيماراني كه در EMG آنها در ابتدا بلوك انتقالي و سپس دژنرسانس ، ديده شده است. در اين بيماران حداقل ، مسير عمودي و افقي عصب و ترجيحا“ كل مسير عصب بايد باز شود . عدم تجربه جراح آسيب قبلي عصب را تشديد مي كند .
هنوز هم تعيين گروهي كه بهبود ناكامل يا عدم بهبود خواهند داشت ( 20-15 % موارد ) از مشكلات موجود مي باشد .
طي روند بهبود ، رشد رشته هاي عصبي به سمت عضلات نامناسب باعث حالت ناراحت كننده و شايع ديسكينزي مي شود . در اين حالت سعي در بستن پلك يا پلك زدن در سمت مبتلا به لبخند زدن منجر مي شود و ظاهر شكلك گونه اي را به وجود مي آورد .
منبع : دیوویس
|
|